المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
86
التنبيه والإشراف ( فارسي )
را به پذيرفتن آن وادار كرد و بجنگيد تا اين دين رواج يافت . ايرانيان پيش از آن بر دين حنيفان يعنى صابيان بودند و اين مذهب را بوذاسب به طهمورث عرضه داشته بود . حنيف يك كلمهء سريانى است كه معرب شده و اصل آن حنيفوا بوده است . گويند تلفظ آن با حرف مخصوص ما بين با و فاست ، زيرا سريانيان فا ندارند . گويند كه صابيان به صابى بن متوشلخ بن ادريس انتساب دارند كه وى پيرو دين حنيفى قديم بود و بقولى نسب ايشان به صابى بن مارى است كه بروزگار ابراهيم خليل عليه السلام بوده است . سخنان ديگر نيز هست كه در كتابهاى سابق خويش بتفصيل آوردهايم . زرادشت كتاب معروف ابستا را آورد كه چون معرب شد قافى بدان افزوده ابستاق گفتند . ابستا بيست و يك سوره داشت كه هر سوره دويست ورق بود و شمار حروف و صداهاى آن شصت حرف و صدا بود و هر حرف و صدائى صورتى جدا داشت . بعضى حروف مكرر بود و بعضى ديگر حروفى بود كه ساقط ميشد ، زيرا خاص زبان ابستا نبود . اين خط را زرادشت پديد آورده بود و مجوسان آن را دين دبيره يعنى نوشتهء دين نامند . ابستا را بوسيلهء ميلههاى طلا به زبان فارسى قديم بر دوازده هزار پوست گاو كنده بودند . اكنون هيچكس معنى اين زبان را نميداند و بعضى از سورهها به فارسى كنونى نقل شده كه بدست دارند و در نمازهاى خويش ميخوانند . مانند اشتاذ و جترشت و بانيست و هادوخت و سورههاى ديگر . موضوع جترشت قصهء آغاز و انجام جهان است و هادوخت موعظه است .